۱۳۹۱ خرداد ۱۲, جمعه

خاطره‏ ای از ۳۳ سال پیش:

خاطره‏ ای از ۳۳ سال پیش:


میگویند آقای بنی‏ صدر از پاریس به شاپور بختیار در تهران تلفن میکند که:

آقای نخست وزیر، من در نوفل لوشاتو هستم و جناب آقای آیت الله اشراقی

میخواهد با شما صحبت کند. بختیار میپرسد «آیت‏ الله اشراقی چکاره است؟»

بنی‏ صدر میگوید «ایشان داماد حضرت امام هستند!» بختیار میگوید «شغل شبش

را نپرسیدم. روزها چکار میکند؟»

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۹, جمعه

این داستان الله اکبر گفتن های ما عین این میمونه که اسرائیلی ها برن بالا پشت بام و برای اعتراض علیه دولتشون داد بزنن هایل هیتلر.

این داستان الله اکبر گفتن های ما عین این میمونه که اسرائیلی ها برن بالا پشت بام و برای اعتراض علیه دولتشون داد بزنن هایل هیتلر.